<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="0.91">
	<channel>
		<title>Haftan</title>
		<link>http://www.haftan.com/</link>
		<description>Haftan.com</description>
		<generator>ASP-Rider Modular V1.1 - http://www.asp-rider.com/</generator>
<item><title>فصلی دیگر میان پاییز و زمستان</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349713</link><description>زمان که بگذرد، خیلی چیزها روشن می‌شود؛ چیزهایی که وقتی اتفاق می‌افتادند، در حکمت‌شان می‌ماندی و هر چه بیشتر فکر می‌کردی، کمتر ازشان سر درمی‌آوردی و گیج‌تر می‌شدی. زمان که بگذرد، برای سؤال‌های بی‌جوابت هم جواب پیدا می‌کنی. کم‌کم می‌فهمی حکمت رفتن آدم‌ها را، حکمت عشق‌های نافرجام را و حکمت یک عمر تنهایی‌ات را. زمان می‌گذرد؛ سخت بگیری یا با آن رفاقت کنی، می‌گذرد... [درباره «این یک فصل دیگر است»، تازه‌ترین اثر مرجان شیرمحمدی]</description></item><item><title> مولوی ‌علیه تودورف</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349708</link><description>نگاهی به ساختار روایت در ادبیات فارسی و حکایات فیه مافیه، نوشته‌ی سیامک مهاجری.</description></item><item><title>تأملی زیباشناختی برفضاسازی دو شعر احمد شاملو</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349707</link><description>پروین سلاجقه: معماری فضا در آثار ادبی، به‌وسیله‌ی واژگان و نحوه‌ی به‌کارگیری آن‌ها ایجاد می‌شود و با لحن، رابطه‌ای تنگاتنگ دارد و همچنین، تابعی ست از مقتضای حال پدیدآورنده‌ی موضوع و حال و هوای کلی اثر. در این مقوله، گوشه‌هایی از شیوه‌ی فضاسازی در دو شعر احمد شاملو، «عاشقانه»(بیتوته‌ی کوتاهی ست جهان) و «شبانه» (مرا تو بی سببی نیستی...) بررسی شده است که نشانگر نمونه‌ای از شگردهای هنری در ساخت دو فضای متضاد (Paradoxical) با یک موضوع مشترک است.</description></item><item><title>راه‌های فرار بسته است</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349695</link><description>لادن نیکنام: پایان‌بندی این اثر به گمانم در نهایت هوشمندی شکل گرفته است. هسته‌ی رمان ماهیتی شیزوفرنیک پیدا می‌کند و سرانجام آن‌چه با ما می‌ماند، آینه‌ای است که فرشته احمدی در مقابل‌مان نگه داشته است. روی برنگردانید. نیک اگر بنگرید حتماً تصویری می‌بینید که اگر شباهت تمام و کمال با شما نداشته باشد، چندان هم دور از خود واقعی‌تان نیست. نه، از واقعیت نمی‌توانید فرار کنید. این را رمان «پری فراموشی» به خوبی با تمام ذهنیت‌گرایی‌اش به شما یاد می‌دهد. نویسنده تمام راه‌های فرار را بسته است... [نقدی بر رمان «پری فراموشی»، نوشته‌ی فرشته احمدی]</description></item><item><title>احمد بیگدلی: نویسندگان ایرانی از قاب پنجره‌ی آپارتمان‌شان جهان را می‌بینند</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349692</link><description>برنده‌ی جایزه‌ی کتاب سال ایران: متأسفانه نویسندگان ایرانی تجربه‌ی زیستن ندارند و از قاب پنجره‌ی آپارتمان‌شان جهان را می‌بینند و هر وقت هم به سفر می‌روند، به جست‌وجو نمی‌پردازند، بلکه به تفریح می‌روند! </description></item><item><title>پرونده‌ای برای «آلیس مونرو»، داستان‌نویس کانادایی</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349687</link><description>ترجمه‌ی پرونده‌ی فصلنامه‌ی «ویرجینیا کوارترلی ریویو» برای آلیس مونرو، شامل یادداشتی درباره‌ی این نویسنده و گفت‌وگویی با او.</description></item><item><title>مرگ‌اندیشی به سبک ریچارد براتیگان</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349682</link><description>چندی پیش رمان «پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد» نوشته‌ی ریچارد براتیگان، با ترجمه‌ی حسین نوش‌آذر را انتشارات مروارید منتشر کرد و آن‌قدر مورد استقبال قرار گرفت که در کم‌تر از یک ماه به چاپ دوم رسید. رمان «پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد» آخرین اثر براتیگان، نویسنده‌ی آمریکایی ست که در سال‌های اخیر، با ترجمه‌ی بعضی از آثارش از جمله «صید قزل‌آلا در آمریکا»، «در رویای بابل» و «قند هندوانه» در ایران به نویسنده‌ی محبوبی تبدیل شد. [‌گفت‌وگو با حسین نوش‌آذر، مترجم این رمان]</description></item><item><title>اصل قضیه‌ی عمران!</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349680</link><description>یک ‌بار احمد شاملو گفته بود فلانی با این که نامش عمران است همیشه باعث خرابی بوده! و حالا ما برای اثبات این حرف اقدام به نوشتن در مورد او کرده‌ایم و... [شوخی‌ عمران صلاحی بااحمد شاملو، منتشرشده در فصلنامه‌ی هنر، نیوجرسی آمریکا]</description></item><item><title>رؤیا زرین: اندیشه‌های ما آینده و سرنوشت زمین را شکل می‌دهد</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349675</link><description>گفت‌وگوی روزان با رؤیا زرین؛ برنده‌ی نخستین دوره‌ی جایزه‌ی شعر زنان ایران (خورشید) و نقد رؤیا تفتی درباره‌ی کتاب او.</description></item><item><title>تکه‌هایی از چند نامه‌ی فروغ</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349674</link><description>میان این همه آدم‌های جوراجور آن‌قدر احساس تنهایی می‌کنم که گاهی گلویم می‌خواهد از بغض پاره شود. کاش در جای دیگری به دنیا آمده‌ بودم. چه دنیای عجیبی ‌ست. من اصلاً کاری به کار هیچ‌کس ندارم و همین بی‌آزار بودن من و با خودم بودن‌ام باعث می‌شود همه درباره ام کنجکاو باشند...</description></item><item><title>ترجمه‌ی خوب همچون تألیف است</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349673</link><description>من با خانمی اخیراً روبه‌رو شدم که وقتی بحث میزان کار شد من گفتم که در سال حداکثر سه تا چهار کتاب می‌توانم ترجمه کنم و آن خانم خندید و گفت: من سالی چهل کتاب درمی‌آورم و بعد که پرسیدم، چطور؟ گفت که روزی چهل‌ـ‌پنجاه صفحه را می‌خوانم و صدایم را ضبط می‌کنم و بعد شخص دیگری نوار را برای من پیاده می‌کند! یعنی ایشان ترجمه‌ی فی‌البداهه را جایگزین ترجمه‌ای کرده بود که باید روی فارسی‌نویسی دقت شود، معادل‌های درست و رسا پیدا کرد و زحمت کشید. [گفت‌وگو با مرتضی ثاقب‌فر درباره‌ی ترجمه و مسائل آن در ایران امروز]</description></item><item><title>ترجمه‌‌های یغما و یغمای ترجمه‌ها!</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349648</link><description>نگاهی به ترجمه‌های یغما گلرویی.</description></item><item><title>حماسه‌سازی شاهنامه و نیاز امروز ما</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349647</link><description>جامعه نیازی به رخوت و گوشه‌نشینی، بی‌حالی و افسردگی و پژمردگی ندارد. جامعه‌ی ما اکنون جامعه‌ای پویا و رو به جلو است و نیاز به تحرک و جوانمردی و دلیری و از جان گذشتگی و از همه بالاتر نیاز به وطن‌پرستی دارد و مهم‌ترین پایگاه آموزش وطن‌پرستی در فرهنگ و سنت‌های ایرانی، شاهنامه‌ی فردوسی‌ست. [گفت‌وگو با عطاالله کوپال]
</description></item><item><title>دوبوآر: کسی را نمی‌شناسم سریع‌تر از من بفهمد</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349639</link><description>روزنامه‌ی سویسی ِ «نویه تسوریشا تسایتونگ»، در مقاله‌ای از اینگرید گالستا، به بررسی یادداشت‌های روزانه‌ی سیمون دوبوآر پرداخته است.</description></item><item><title>ادای کسی را درنمی‌آورم</title><link>http://www.haftan.com/critiques/?id=2147349632</link><description>بهرامی: کلا‌فه‌ام! اما انگار آدم در کلا‌فگی و سردرگمی بهتر شعر می‌گوید، بهتر حرف می‌زند. قطعاً علیه هیچ دولتمردی غزل نمی‌گویم، اما درباره‌ی ‌وضعیت خودم، شهرم، وطن‌ام و مردم‌ام در زمان صدارت دولت‌مردان می‌توانم شعر بگویم و گفته‌ام و خواهم گفت. [گفت‌وگو با علیرضا بهرامی، شاعر]</description></item></channel></rss>